تبليغاتX
الاغ نعلبندان

 

(باران سپيد احسان مهديان حسن باربر ميرزا بد بين الاغ نعلبندان همه يكي ان ان ان ان!)

 

 

دزدان دريايي با شمشيرهاي آخته بادبان بر كشيدن حمله به كشتي مقابل بگيرين بكشين ببرين بخورين

جريان چيه

 

آها... توي شهر يه بمب منفجر شده اينهوا/// روي ديوارهام سياه شد از شعاره بميرم برات نازگل خانوم جون

پس جريان اينه

 

               

 

نه جريان بلندتر از ايناست

ابلهي به نام{احسان مهديان} با يه اسم قلابي///باران سپيد/// چيزاي مردم رو دزديده فكر ميكونه تو اين بلبشوي هنر تكويني بچه مثبت بودن و افتخار جاسوسي داشتن كافيه دو تا بچه محصل از خدا بي خبر بگن هي ...

احسان مهديان خنگ ترين شاگرد فدروس ساروي بوده چونكه مادر زاد الاق به دنيا اومد

آخه الاغا مادر زاد با هنر تكويني آشنان

واسه اينه كه طبق رسوم طويله گاني مال اينورآبي اونورآبي دزديدن توي خونشونه 

آدماي ابله بذرافشان دليل آورد اين اينه شوما واسه رد ادعاش دليل بيارين نه اينكه بي تربيتي و توهين كنين و فحش بديد.

 

بنظر ممد آقا هر كه فحش رو در آورد آدم بزرگي بود فحش چيز خوبيه اقلكن از دروغ و ريا بهترترتره

آره من خيلي فحش دوست دارم البت دوست دارم فقط فحش بدم فحش نخورم

اول بريم سراغ يه سري فحشهاي ممد آقايي 

 

اينا دروغه جدي نگيرين

هي الاق بد قواره تو ممد آقا رو نميشناسي پفيوس اينجاي باباي ///ببخشين/// يادم رفته بي پدري

خدا بيامرزه بابايي كه اسمش بابا الاغ بود

خدا نابود كونه تموم باباهاي گردن كلفت بعده بابا الاغه رو

خدا لعنت كونه اين آجانه چيز كلفتو

همچين چبوند كه آق الاغه پشت سر رجوي 17 ركعت نماز وحشت خوند

آق الاغه يادت نيس اونروزا چيز ممد آقا رو دستمالي ميكردي بلكه يه استكان عرق سفارشي تعارفت بكونم بعده اون خواهش بد كه بيرونت كردم

آدرس درسته خر فهم///ببخشين/// الاغ فهم شدي

مردتيكه الاغ فكر ميكوني مردم مثل خودت احمقن كه با اسم قلابي//باران سپيد// خودتو اوستا ميخوني

و از خاركوسته بازيهات تعريف ميكوني

يعني انقذه ديوسي

مگه الاغاي پيزوري مثل خودت قبول كنن و نوار يه خر///ببخشين/// يه الاغ نازي داشتم رو بزارن

 

 

 

اينم دروغه جدي نگيرين

هي احسان شپشو تو هم ممد آقا رو نميشناسي ديوس اينجاي باباي ادم دروغگو

مرتيكه نسناس يادت رفته تو قهوه خونه سيد بخشيان با مهندس طهماسبي معركه گرفتين پرونده كثيف آق الاغه رو ورق ورق تعريف مي كردين اونوقت نشئه بندري زدن شپشهاي لاي پشماي پشمالين ريش گنديده بون لادنيت از نشئگي بنگ و حشيش تا ماتحت نيمسوز و چشات گرد شده بود دور و برت رو نيكا نكردي ممد آقا رو تو مركز فاجعه ببيني هان هون هومممممممممممم

 

حيف به ممد آقا سفارش كردن قضيه زينب اميني رو وا نكونم باشه نميكونم آخه اون مال قبل ازدواجه ربطي هم به احسان شپشو نداره ميتونه بچه شو ناز كونه

 

 

 

خيلي دلتون ميخاد بدونين ممد آقا كيه نه

ممد آقا مثل مهدي كوچولو بي تربيت نيس بگه به شوما ربطي نداره

ممد آقا منم  

دروغ دروغي گفتم چون من خيلي مودبم

ممد آقا خيلي آدم بديه كه به مهدي كوچولو به جاي كلمه بي ربط //ربطي نداره// ميگه

بيلاخ

 

ديدين چقذه مودبم الاغاي رنگارنگ طويله گان مختلفه

 

اگه شوما زبل خانين واسه حق كشف خودتونو به آب و آتيش مي زين اين پنبه رو از توي گوش در بيارين به اين زود زوديها بفهمين ممد آقا كيه

اون عكسم واسه مخ كار گيريه آره

ممد آقا يه گله گرگ درنده مثل شوما رو ميكونه تو گوني

وگرنه ممد آقا متخصص رو كردن گندكاري هاي الاغ نعلبندان و هم طويله هاي محترمش نميشد

 

 

 

القصه خبر رسيده رمبو بچه ابركوهه

اين كه دروغ نيس

گروه خبري رپورتچي اينا با تجهيزات كامل واسه تحقيق و كاوش تن لش رمبو به ابركوه اعزام شدن

آره پاي كوه بود اول دسي به چيز ليلاي عزيز كشيدن اِ شگفتا اين چرا پاندول نميزنه نكونه اشتباهن پاندول توي ماتحتش جاساز شده باشه گروه ريوتچي اينا اينوركش تر انوركش تر رو خوب كه وارسي كردن ديدن آره پاندول از ته فرو كردن لامذهب هاي بيدين

فقط واسه اينكه نه ماه بد هفت تا ماچه الاغ توي طويله گان مختلفه بچرن

بدتر از اون پشماي دور چيزشو با ماشين چمن زني نزده كه پر دس انداز بود آره موقع دس زدن به چيزش حال رپوتچي اينا به هم خورد اِ كثافت

بگزارش رپوتچي اينا زيادي پشماي چيز پشمالين ليلاي عزيز يه هوا اينوركش تر اونوركش تر به ريش پفيوسي احسان مهديان ميزنه

رپوتچي اينا موفق شدن سنگواره چيز رمبو ابركوه رو غالب بزنين با خودشون بيارن تا توي موزه طويله گان مختلفه در معرض بازديد عموم قرار بگيره

الانم كه انگشت ممد آقا لاي گوشادي شكاف دو لبه ليلاي عزيزه چيز پشمالين مشمالينش بوي عرق خيار نوبرونه ميده

بفرماين شومام امتحان كونيد

 

 

اين بزغاله مهدي كمالي دمبلزاده چقذه عراعر ميكونه

آرام حيوان

چه مرگته ماچه الاق كه طويله گان مختلفه رو گرفتي رو سرت

شنيدم آباجوجوجوجوجوجوش اينات با يك خروار كون گويي رو دس ت مونده

مونده كه مونده اينا چه ربطي به ممد آقا داره

ممد آقا چيز خر كوني///ببخشين///الاغ كوني رو پيش شيرين جونش اينا جا گوذاشته جرعت دارين به اش دس بزنين

تازه ش از مونثاي كشاورزيم كار بر نمياد واسه همين آباجي جوجوجوجوجونش ايناي اق الاغه اينا ماشين چمن زني كشيده به يه جاجاجاجاجاهاي بده بد بدش تا دل ممد آقا رو بدس بياره

اينا پيشتون بمونه

 

 

مهدي كمالي ماچه الاغ تو ام با اين آباجوجوجوجوجوجوش اينات ديگه گندشو در آوردين/// باري كه ميدون سيد اسماعيل نره ميخاي سر مولوي بره تا كوجاش اينا آخه

اگه ميخاي ردش كوني پسر خوبي باش و حرف ممد آقا رو گوش كون ناز نازكم تا اين آباجوجوجوجوجوجوش ايناي ترشي ليتت از سرت وا شه///آره يه كم ناز نجيب خونه اي از مامان جونش اينا ياد بگيره كار تمومه بعدش ببرش نازي آباد

ممد آقا اون موقعها البت واسه امتحان فكراي بد بد نكونين يه دستي تو خشتك پاره و گوشادش آباجوجوجوجوجوجوش اينات انداخت پشماش يه هوا اينوركش تر اونوركش تر از ريش شپشوي احسان خليلي اينا پشمالين ترترتر بود

مگه مامان جونش اينا تيغيدن يادش ندادن اونجاجاجاجاجاهاشو بتيغه

اونوقت ببين مشتري دست اول رو كاره

تازه سر بازار دوم چه خبره

اگه بازم آباجوجوجوجوجوش ايناتو شهرداري به هواي اشغال خيابوني جمع نكونه رپوتچي اينا بلندگو دس ميگيرن جار ميزنن

ايهاالناس مهدي كمالي آباجوجوجوجوجوش اينا رو حراج كرده

 

 

 

برو بمير مهدي كوچولو

با اين آباجوجوجوجوجوش اينات آبرو گوزمال شوده هم طويله اي هاي محترمت رو هم گندنديدي

برو بمير بچه كون

آخه تو كوجاي ادبيات گردو بازي ميكوني نازپسر بفهمي سرش كجه يا صاف

حلقه تون گوشاده ربطي به ممد آقا اينا نداره تنگ و گوشادي بخورده سر ننجونش اينا

چونكه توي حلقه تون همه دزدن فقط مهديان ديوس نيس كه دزدي تو خونشه همه تون دزدين ميگي نه

اين شعر بتاريخ 16/ 2/ 1385 توي كارگاه انجمن شعر ساري به اسم عالين نجاتي چاپ شده رو بخون

بهت ميگم عالين چه شاهكاري زده نازپسر

 

داسم، ولي ببخش علف را صدا زدم

دست خودم نبود، چنين نابجا زدم

وقتي كه لا به لاي دلم كوه مي شدي

سنگ تو را به سينه آيينه ها زدم

با پاي شوق بر تل اندوه رفته ها

رقص مراد كردم و چرخ صفا زدم

ابليس، اين غرور چنان در برم كشيد

از بام كبر، طعنه به نام خدا زدم

موسي كنار قصه من سخت مي گريست

وقتي به نيل فاجعه آن شب عصا زدم

آن لحظه آب از سر من داشت مي گذشت

فرصت نبود تا كه بگويم: چرا زدم

در نقطه سياه نشان ها به راحتي

ديدم كه تير آخر خود را خطا زدم

آنجا كسي مقصر حالم ولي نبود

وقتي خودم به سايه خودم پشت پا زدم

چندي است آخرين غزلم، گشته اين غزل

آغاز كن مرا كه نگويند، جا زدم

 

ناز پسر بگو ببينم اين شعر مال كيه راس راستكي مال عالينه يا مال حسن اعرابي از شعراي سيستان بلوچستان

اين شعر مال اون وقتاييه كه عليرضا نجاتي هنو تو قندان بود تازه ننجونش اينا داشت پستونك تو دهنش ميذاشت تا شير تو پستوناش اينا كره ببنده

عالين اون خانم و آقاي محترمي كه واسه شاهكار زدنت سر و صدا كردن يادته

گفتن چي

آره گفتن شعر مردم رو واسه دختر بازي به اسم خودتون نخونين چاپ نكنين اينم يادته

خوب آبروتو بردن يادته

تو رهرو هي داشتي هم طويله اي هاي محترم تو توي يه حلقه گومالي ميكردي كه اين شعر مال هفت سالگي ته

يادته

اينا كه دروغ نيس

 

 

 

مهدي كوچولو شوما فراموديد: اگه کسی یکي از شعرهای من رو یک واو بهش اضافه کنه یا ازش کم کنه و اون رو منتشر بکنه به نام خودش من هیچ مخالفت و اعتراضی ندارم

 

چون مال بابات نيس مال مردمه

با مال مردم شدين حاتم طائي

جون ننجونش اينا شوما فكر ميكونين شاعرين

آخه مرتيكه قرمدنگ اين عين خريت///ببخشين///نهايت الاغيت شوماست

يك واو بهش اضافه يا ازش كم كنه

عقل سليم ميگه اون واو سر جاش باشه بهتره چونكه معلومه خودت يك را بهش اضافه يا ازش كم كردي

اين دس و دل بازي و حاتم بخشي هاتون ميرسونه مال مردم رو دزدين هنر تكوينيه ديگه نه

خدا شاهده بجون ننجونش اينا اگه مال ممد آقا رو دس بزنين بلايي سرتون ميارم كه به گربه بگين ابوالقاسم

 

 

قرمساقاي جاكش دزد شدين غلام ژاندارم عصر اتم

فقط بلدين ماده ها تونو حراج بزارين تازه كسي رغبت نكونه يه انكولك ريزه ميزه به دو جانبشون بكونه اونوقت دنبال نر ممد آقاين

انقذه بلنده نه

فكر كردين شهر هرته مال مردم رو بدين دست همه كستون

عقبي هم باشه چيز ممد آقا شرف داره مي ارزه به صد تا از اين ده كوري مكورياي هرزه مثل ليلاي عزيز

اگه شوما ارتعشاشيديد ممد آقا فرا ارتعشاشيده تازه بين الملليشه

در بيارم ببينين

آره قطبي هم رفت نيست كه حاليتون كونه بين الملليش چيه

الان فقط ممد آقا ميدونه بين الملليش چيه كه خشتك پينه وصله شوده تونم پاره كونين خر فهم تون ///بازم ببخشين///الاغ فهم تون نميكونه تا نسل اندر نسل الاغ بمونين اونم از نوع نعلبندونيش

ممد آقا ممد آقاس چون بخودش مطمئنه تنهاييم از پس اشغالاي حروم خوري مثل شوما بر مياد

فقط مال ممد آقا رو دس بزنين مي بنين اونوقت حسابتون با كرام الكاتبينه

 

 

 

باران سپيد سياه لاجوردي هم گوزي نيس از اولشم گوزي نبود كه بش بنازين يه حروم زاده دزد سر گردنه بيشتره

شوما انگل هاي طويله گان مختلفه ين چيز تو آستين تون بكونن همون اشغالي كه بودين هستين

به ممد آقام حرفاي بد بد ميزنين ال ميكونيم بل ميكونيم

امريكا هيچ غلطي نميتونه بكونه شوما تخم كي باشين

 

 

باران سپيد احسان مهديان حسن باربر ميرزا بد بين الاغ نعلبندان همه يكي ان ان ان ان

شك نكونين مهدي كمالي كه خريت///اِ ببخشين/// الاغيت ازش ميباره همين آق الاغه اشغاله

چون آقا الاغه مثلاي ليلاي عزيز دوس داره همش تعريف بشنفه و همه بگن

يه الاغ نازي داشتم يونجه پيشش گذاشتم

اين صداي عراعر كيه از طويله مياد

ماچه الاغ پيزوري ميگي نه به فلان صدام

اين نيس پس كونه

اين مرتيكه هرزه آدم فروش ارزششو نداره اصرار بكونم اينه اونه كونه

زاغارتي آدم فروش فاسد

اين حلقه تونم دزد بازار بي ادبيه

خر خودتونين///اِ بازم ببخشين/// الاغ خودتونين

 

 

شنيدين بعضي ها با چيز مردم چيز ميكونن

احسان مهديان مادر قحبه ابله فكر كرده با يه اسم مستعار و افكار الاغانه اش ميتونه چيز مردمو فرتي بالا بكشه و بروي مباركشم نياره

الغرض اين مرتيكه مخبر فاسدالدم

بوي كباب بدماغش خورده نميدونه كه دارن خر///اِاِاِاِ بازم ببخشين///دارن الاغ داغ ميكونن

 

 

مهدي كوچولو اون جمله نغز رو نيما واسه بچه كون هاي دزد و بي هنري مثل تو و هم طويله هاي محترمت گفته تا آويز گوش بكونين

مودبانه ترش اينه كه قاصدك گفته جوجه شاعران ابلهي ...

 

 

 

 

يه شعر درون طويله اي  از مستر باجلان

 

و الاغ يونجه را خورد و عر عر كرد

دهقان ها... ها خنديد.

الاغ بوسه بر خاك زد.

 

 

 

 

يه خبر توپ

بازار كه شلوغ باشه اينطوره ديگه گربه ها هم محض رضاي خدا موش ميگيرن

قضيه از آخر سالي انجمن شعر قائمشهر در اومد وسط كيف و كوف انجمني شير زني از تبار آذربايگان بر شكم بارگي و خوش باشيهاي يه عده متظاهر و رياكار و زنازاده تاخت و تموم سور و سات اهالي باصطلاح ظاهر الصلاح رو بهم ريخت و كثافت كاريهاي اينوركش تر و اونوركش تر نعلبندون و بيرون نعلبندون رو بر ملا ساخت و آتش بر سينه لرزان و هوسناك نازكتنان انداخت و بر تخت فيروزه نشان حجله آراست 

گزارشات مكتوب و خانمان برانداز دو طرف مخاصمه به ادارات مختلفه گوياي فحاشي و فاحشه گي اناث و ذكور در راستاي جنده بازي از نوع درجه نعلبندوني در فضاي باصطلاح فرهنگي مرهنگي اين سمتي استانه دو طرف ماجرا مثل آرش كمانكش تير در چله///زه كمان را به قدرت بازو بر كشيدن ... بقدري هجوم طرفين در گزارشات زشت / تاسف بار / شرم آور / ناشيانه بود كه موووووووووووووووم از هر جاي آدم سيخ سيخ ميشه 

تاوان اين رسوايي بر گردن اراشاشيدست يا اهالي شعر اين سمتي استان بمونه چونكه مسئولين دلسوز و قورومساق اراشاشيد صدا رو در نطفه خفه كردن تا كارنامه درخشان مفتخوريشون همچنان در بايگاني خاك بخوره راس راستكي هم ان كلفتاي اراشاشيد بفكر حق كشف و مواجب كشفيدن نيستن. ديگه كي گند كثافتكاري آغايون از كلاسور و فايلهاي بايگاني بيرون ميزنه دير نباست باشه ولي مهم حفظ پرستيژ اداري و درجه خدمتگذاريه

البت اين مرتيكه حراستي اسمش نميدونم موسيه / موسويه يا هر خري ديگه//تختكش شكمشو رو ميز انداخت و با چشماي حريص و وز وزغيش از فرصتهاي حداكثري استفاده كرد// در همين رابطه محض رضاي دل صابمرده هم كه شده يه جلسه 3 ساعته نامشروع با آق الاغه ترتيب داد///تصميمات بر اين شد آق الاغه بنابر عادت ابا اجداديش هر هفته يه خانم خوشگل و ترگل برگل از انجمن واسه پاي بساط عاليجناب ببره تا گندشو در نياره///بنازم به اقتدار حراستي كه بي خانم سفره عرق پهن نميكونن///اگه اينا رو بچسبونين به ريش حراست استانداري ديگه چي ميشه

 

 

 

 

جاسوسي دو نفره

تنگ تنگاي غروب بود آق الاغه يه دستش نون و دس ديگه ش عرق دستساز توي نايلون پنگوئن///از پارك آفتاب به قصد عياشي خونه همون خانم نامحترمي خوش خوشون ميرفت///واسه رفع عطش يه سوراخ ريز نوك مدادي گوشه نايلون پنگوئن كرد و قدم به قدم نايلون محتوي عرق دستساز رو قرت قرت سر ميكشيد و گوشه نون رو پاره ميكرد و يه تيكه نون بجاي مزه ميلفيد/// آره آق الاغه خوش خوشون رفت و رفت تا اينكه توي پارك آفتاب گير چند تا جوون زبان نفهم تر از خودش افتاد تا رفت بگه من مامووووووووووووورم///يهو نايلون پنگوئن محتوي عرق دستساز پاره پوره شد و شهر سرمست بوي گند نجسي///در اين اثنا سر و كله احسان شپشو كه شامه قويي تو كشف اين چيزا داره پيداش شد///خوب چاره اي نبود بايس آق الاغه كه از كيف و كوف شبش افتاد رو يه جوري دلداري ميداد و به زندگي بر ميگردوند/// احسان شپشو اول يه سيگاري بار زد پك پك پك تا چند نيمه شب مشغول شدن///احسان شپشو صبح اول وقت گزارش رو گذاشت روي ميز اما خوب كه نگاه كرد ديد گزارش آق الاغه از خلافكاري ديشب رو ميزه

 

 

لپ كلام

اينايي كه خوندين همه واقعييه فكر نكونين ممد آقا داره مخ كار ميگيره آفرين به شما

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 20:3  توسط ممد تپپون  | 

 

الاغ نعلبندان از خود فروشي به آدم فروشي رسيد  

 

در اين پست ميخونيد:


1 – يه گزارش توپ ( بقلم ممد آقا )
2 – بيت (سعدي)
3 - اخبار محرمانه ( رپوتچي )
4 –  شعر ( ساناز )
5 – ممنوع الدهن ( فدي خر كن)
6 – گلهاي پژمرده (ميرزاده عشقي)
7 – شعر فرا ارتعاش (ممد آقا)

الاغ نعلبندان                     

 


يه گزارش توپ (بقلم ممد آقا)

آقا مملكت بي صاحبيه هيش هيشكيه ديگه اصلن نميشه به خوديها هم اعتماد كرد چه برسه به رايس و بوش و صيهونيسم و كفار و اشغالگر و دور و دسته شعبون و رمضون و ممضون ... آره ريختن تموم دم و دستگاه بابائه رو بردن و تف انداختن كف دستان نامبارك // اگه به كسي نگيد قضيه اينطوري شروع ميشه /// يه روز دم دمه هاي ظهر اينطرفا يا اونطرفا بود كه از طرف هاي اماكن و مفاسد اجتماعي چند جاي مبارزه با فاسد اخلاقيات ريختن تو بنگاه معاملاتي / اطلاعاتي احسان شپشو معروف به اسي بون لادون اندروني پاساژ چهلستون رو پلمپ كردن. محقق به عمل آمد بعله // حسن باربر معروف به الاغ نعلبندان كه يه چند ماهي به بهانه دوستي و طبق عادت ابا اجداديش بيگاري و باربركشي و از اين قبيل مزخرفات به بنگاه معاملاتي / اطلاعاتي احسان شپشو تردد ميكرد يه گزارش مبسوط و بلند بالايي از گند كاري هاي احسان خلیلی  تنظيم كرد و ترتيبات اين اشغال اطلاعاتي نسناس رو داد. بگزارش ريوتچي اينا// اينطور كه اهالي پاساژ ميگن مامورين اماكن همون روزي كه اون بالا گفتم ريختن و طبق آدرس گزارش شده يكراست رفتن رو مطلب /// آره بي درد سر از سيستم پيچ در پيچ و كول زنك بنگاه معاملاتي / اطلاعاتي احسان شپشو معروف به اسي بون لادون كلي فيلم سوپر // بعله همون غير مجاز و لختي موختي // كشف و ضبط كردن كه اين نامرد از خدا بي خبر هم واسه اينكه از خودش رفع اتهام بكونه /// همه تقصيرات نامقدس و غير قانوني رو انداخت گردن دختره // دستيارشو ميگم كه تازه جو جو جو وجه هاش نوچ زده بود و توي اين اير و بير هنو هيچي هم كاسب نشده بود //. اينو داشته باشين // تا ببينيم اين بلاي نازله درون طويله اي رو كه مثل توپ / تلقي / تروپ / صدا كرد كدوم بي آبرو و مادر به خطايي سر يكي بدتر از خودش آورد كه بتونه از صحنه سياسي و بده پستوناي پشت پرده انجو مني بيرونش كونه. بعله // درست حدس زدين /// همين حسن باربر معروف به الاغ نعلبندان كه نونشو از اين طريق روغن مالي مي/ كونه // مترصد يه فرصت براي ضربه زدن به هم طويله اي محترمش توي پستنتوي طويله گان مختلفه ايستاد ايستاد ايستاد وقتي كه ديد اوضاع بر وقف مراده // مثلا اينجوري // با يه گزارش توپ و در عين حال نون و آبدار احسان شپشو معروف به اسي بون لادون رو تا بيخ گلوگاه به لجن كشيد // تا اون باشه كه ديگه دست به ريشاي كثيف و پلاسيده و نامباركش نكشه و غلط هاي اضافي و شعاراي بند تمباوني و فريبكارانه بلغور نكونه. البت اين مادر قحبه هم كم از آق الاغه نداره // هر دوشون يك گوان // يه اشغال از زباله دوني باصطلاح ادبيات // اگه بگم انگاري هر دو شونو واسه بدبخت كردن يه مشت آدم ساده لوح و بي غل و غش از توي يه مني بيرون كشيده شدن // به شما كه بر نميخوره // آره ديگه اينطوري بود كه احسان خليلي معروف به احسان شپشو بنگاه معاملاتي / اطلاعاتي شو از دست داد و هم اطاعت از مراجع و زعاماي بي سلاح ...
كدوم خودي // كدوم ناخودي // مثلا اينجوري ...
حالا فرق جاسوس حرفه اي و نيمه حرفه اي رو فهميدين // اين جاسوس حرفه اي يا همون حسن باربر معروف به الاغ نعلبندان مادر فلان فلان شده خودشم مي نشست تا ته فشاركشكوناي فيلمها رو در نمياورد از جاش جنب نميخورد تا ننجونش اينا بي نصيب نمونن// ولي وقتي ديد كه الانه ديگه وقتشه كه ضربه نهايي رو بزنه // زد // زد تا احسان شپشو از در بكشهاي ماتحت بسوزه // مردتيكه جاركش رحم به اون نون و نمك و اتا اشغالاي ديگه اي كه دونگي با هم تو پستوناي طويله گان مختلفه بنگيدن هم نكرد. بجون برزو عليپور اگه دستش ميرسيد مثل يه جلاد ريقوي دوران پارادايانها گردن احسان شپشو رو هم از بدن ور ميداشت تا ديگه دمب در نياره// مثلا اينجوري ...

بگزارش ريوتچي اينا// احسان شپشو در جمع قهوه خانه اي حاضر شد و اظهار داشت حسن باربر اگه از طريق نمامي و خبرچيني كاه و يونجه سفارشي ميبعله هنو زور من به اون ميچلبه// خودتون هم مي دونين كه يه خبرچين زورش به يه اطلاعاتي پيزوري حالا تو بگو شپشو نميرسه

 


بيت


  شادماني مكن كه دشمن مرد                     تو هم از مرگ جان نخواهي برد

 

 

 اخبار محرمانه ( رپوتچي ) :

 

 

قبل از هر چيز شعر فرا ارتعاش ممد آقا از بنيان گذاران مكتب ارتعشاشيدهاي فرا طويله اي كه شهرت جهاني و بين الملي دارد رو همين پايين مايينها مطالعه كونيد /// بي ضرر نيس /// انوقت پي به بي سوادي و نابخردي مدعيان ياوه گو خواهيد برد.
اي ياوه
           ياوه
                 ياوه
                                     مستيد و منگ

چيز كلفت هاي ادب پارسي سعي كونن منبعد از اين توي طويله گان مختلفه نشاشند تا پدر سوخته ارتعشاشيد يا همون الاغ نعلبندون تو شاش بزرگان ادب پارسي گم نشه /// اينم از عوارض قطع گاز و دستمال كشي قرن بيست و يكمي

طبق اطلاعيه شماره 0003333333 اهالي طويله گان مختلفه مورخ 3تا1/1تا3/3تا8 خبرچيني و آدم فروشي يك روش پيشرفته و مدرن در گزارش نويسي و مداحي اهالي طويله گان مختلفه به حساب مياد كه تحت عنوان ارتعشاشيد تا سطوح مختلف ريدمانيزه كردن رو گو مالي ميكونه

بگزارش ريوتچي اينا در اطلاعيه ارتعشاشيداي طويله اي خبر از زلزله هاي چند ريشتري اومده كه حيرت آور است. به احتمال قوي اشكال در تاريخ صدور ارتعشاشيدا بوده كه يهويي سقف طويله گان مختلفه فرو ريخته /// يا يه جاي ننجونشون اينا ترك برداشته بود كه جماعت نرينه و مادينه طويله گان مختلفه بايست شورتها رو در بيارين تا معلوم بشه كي بخودش ريده ///

ارتعشاشيد يك شبكه امنيتي و بند تمباني وابسته به گروهاي همبستر دولت اراشاشيده كه الانه تو اسناد كپي شده الاغ نعلبندون قابل رويت است // فيفو كه سر و ته بگيرن اينطوريه ديگه // راستشو تو فرا ارتعشاشيد ميدم خدمتتون/// فقط در نرين
 
مهدی کمالی  شوت آباجي جو جوشو تو بازار سيد اسماعيل به حراج گوذاشت اما چون شورت آباجي جو جوش قرمز بود هيشكي تو حراجي شركت نكرد /// مثل اينكه قراره شورت ننجونش اينا رو هم امتحان بكونه /// ناز پسر از ننجون اينات اگه چيزي باقي مونده باشه كه بايست گل گرفت

مهدي كمالي انقده تو پهن هاي طويله گان مختلفه دست و پا زد كه از نوك قلم پاش تا فرق نامباركش گو/يي شد /// ناز پسر لااقل يه مسواك به اون دهن گوشادت بكش // لب گرفتن آسون بشه

الاغ نعلبندون يا همون احسان مهدیان  از شاگردان ناخلف استاد مهدي راجي است كه بتازه گيها موفق به كشف نوترونهاي كپي بند بسته شده در ساحل عاج و شاخ افريقا شده و از مهدي راجي استاد مبرز و بي مثالش اجازه كتبي واسه بر شكافش هسته مركزي نوترونها رو دريافت نموده است /// يكي نيس بگه مردتيكه الاغ ملت پروتون رو هم شكافتن تو تازه ... خواب سر و ته ديدن اين ريديمانها رو هم داره ديگه

بعضي ها معلوم نيست چي ميگين فقط اعصاب بوبين تريبون ها را خراب ميكونن تا ارتعاشات صوتي را به ارتعاشات كلامي تبديل كونن //  شوما هم كم كمتر بگيد: يه خر نازي داشتم ...
 
آق الاغه هم كه فقط بلده مثل فله هاي دور ميدون خزر پاچه ي شلوار شو بالا بده و گل لگد بكونه. با لنگه شلوارهاي بالا زده واسه الاغاي بي سواد تر از خودش افاضات ميفرمان: مثلا اينجوري ...

به گزارش عوامل رپوتچي اينا يه حب فوكويي تو گلوي آق الاغه گير كرده طوري كه از همه جاش تررررررررررررررررر // بوي گند طويله كم بود ايناش روش

ساناز  يه الاغ بسته بندي شده داره كه هيشكي نديدتش // منم واسه اينكه ميلم از كار افتاد هنو نتونستيم اونا // الاغ ساناز و الاغ نعلبندون // رو كنار همديگه ببنديم تا اصلاح نژادشون كونيم // اما مطمئنم الاغ نعلبندان كه به ننجونش اينا هم رحم نميكونه اصلاح بشو نيس كه نيس
 
اوستا باقر از چايخانه اينور نعلبندون تقريبن پشت اونور نعلبندون آق الاغه و همپالگيهاش رو بيرون كرد // الاغ و چاي //اينم از مصائب اندروني عاست

بگزارش اوستا باقر چايخانه شده بود حيات خلوت اين مردتيكه الاغ // وي در ادامه افزود الاغه هر سري دست چند تا دختر زشت و ترشيده رو ميگرفت و مينشوند روي صندلي فلزي// و لاس خشكه ها رو توي استكان چايي تر ميكرد // مشتريها اعتراض كردن و چند بار عذرش را خواستم ولي از رو نميرفت /// بالاخره مجبور شدم با تيپا بندازمش بيرون

دست حروم زاده و بيسكويت گرجي بلانسبت دو تا بز ريقو نميدن تحويل يه آبادي اونطرفتر از نعلبندون مثلا لاكدشت يا كيوسر بدن كه اين نابكاران روزگار بره رو تحويل آق گرگه ميدن

دو تا جاسوس حرفه اي و نيمه حرفه اي طويله گان مختلفه رو تصروفيدن و به اونجاي هر چه بدترشون فرا فروينديدن //  اينو همون بالا خوندين // دوست دارين برگردين دواره بخونين

انقذه به ممد آقا نگيد نوشته هات بوي نفت ميده بوي نفتالين ميده بوي الاغ گرفته بوي تپاله گرفته بوي تويله گان مختلفه متصل به حراست ارشاد گرفته /// اينم نتيجه جفتك پرانيهاي وراثتي تويله نشينان با ارشاديون است

آق الاغه از خود فروشي به آدم فروشي رسيد // اين راه پيشرفت اخيرن كشف شده /// جهت اطلاع ميگم هر ميخاد امتحان كونه بي ضرر نيس /// با اينكه تو سهميه بندي بنزين اين جاده كاملن اسفالت اسفالته

از بس ساري رو كندن كه ديگه همه جاي اون سوراخ در آورده /// اين كندنها و سوراخها به نعلبندون هم سرايت كرده /// بيچاره الاغه پريشب افتاد توي يك حفره قد چي چي ننجونش اينا ...

توي اون حفره اي كه آق الاغه افتاده بود // دستش اونقده پشمالين مشمالين شد كه // اول فكر كرد گنجه اما چشاشو كه وا كرد ديد نه شرم گاه بهتر از بي شرميه

توي اين پست از شعر خبري نيس چونكه شعبون گو هم ديگه واسه مون قر و قميش مياد و ميگه سرم شلوغه دارم داوري ميكونم // قطح شاعر كه باشه شعبون گو هم ميشه داور /// البت يه شعر ناب از ساناز وارد بازار شده كه چند تا سر و گردن بالاتره

از اونروزي كه افتاب كجكي رو سر مازیار عارفانی  خورد همه ديدن كه سوسكه ها رو ورداشت و مدل موشو راديكالي زد  البت از نوع بوميش تا جاش تو زادبومش خالي نباشه // آخ آخ آخ بازم جاتو خيس كردي بچه

مازيار عارفاني راديكال قوميش رو كه از توي صندوقچه مامان بزرگش اينا كش رفته // دواره اي واسه كل كل كردن و جنگشيدن همه خبر كرده الا ممد آقا /// گل پسر مرد اين ميدون فقط منم // لاجرم لخت شو بيا جلو

شعراي دختر باز نوشهر كه واسه خوندن شهرشو نو پس و پيش نوشته بودن اگه تو انجمن چاقو بر مي كشيدن انجمن شون تعطيل نميشد // اصلن پاي الاغه هر جا كه باشه اونجا رو به گند ميكشه

مهرداد فلاح  واسه اينكه بگه خيلي بلدم ميگه بمن ميگن تو نوشتن بلد نيستي واسه همين رفت 13 شب خط خطي رو يه گوشه دنج نشوند و نوشت // اينطوري بود كه دست خودشو رو كرد // تازه همه فهميدن واقعن بلد نيس 

شايع شده كه فدروس ساروی  حضور فيزيكي نداره // بنظر ممد آقا لازمه كه فدروس ساروي فيزيك شو نشون اهالي تويله گان متحده بده // نترسين هنوز كه در نياورد

فيزيك فدروس ساروي انقده بزرگه كه تو قاب عكسم جا نميگيره واسه همين عكسها رو تو اينتي گري اونتي گري دورنماش كرده يهو چشش نكونن

حسن باربر و احسان شپشو آنقده بار بر كشيدن كه از كت و كول فتادن رو پهن ناي اندران پستاتو

تیرداد راد يا همون رضا كون طلا /// البت الانه ديگه مسم نيس كه مثل مسي آب طلا روش بريزن /// يادش بخير اونوقتا /// هيوونش تو خزونه حموم مامان ايناش نم و رطوبت ور داشته هوار ميزنه چون هيوونم با استقبال بي نظير موجه شدندي توي كتاب دومم همين روزاست كه بتركونه // همين ن ن ن كوته آخري بيشتر ميارزه

هر كه ميخاد شاعر جهاني بشه و اسمشو رو بيل تا برد و باختها بكندن اول بايست ترتيب رضا راد رو بده بعد ترتيب جاهاي بالا بالا /// شاعر شدن كه الكي نيس اونم جهانيش // يكي نيس بگه ناز پسر تو خودت محلي شدي كه نوچه هات تو جام جهاني شركت كونن

ظريفي ميگفت دادن بيشتر به قيافه راد مياد تا دوادن // خوب بده چه اشكالي داره // مال خودشه//  بتو چه

مهدی کمالی  وقتي بكمال ميرسه كه دستاش مثل آباجي جو جونش اينا چرب باشه وگرنه تا قيوم قيومت بايست دو لا راس بشه /// اي شايد يكي از راه رسيد و تكونش داد

دو تا از وبلاگ نويسا به اعدام محكوم شدن // اولي با يك درجه تخفيف مشمول عفو ملوكانه چراغ قوه قضاييه قرار گرفت دومي هنو تو نوبته نور بتابه // يه شب مهتاب
 
اينوري ميگه كه اونوري بده // اخيه // آدمخوره // به مردمش بد ميكونه // اما يه نيكا به قلداره بنداي زورگوش نميكونه ببينه اينور دنيا چه خبره

انگاري برزو علپیور  شناسنامه همه هم طويله اي هاي محترمش // علي الخصوص آق الاغه و خانواده رو با دستاي مبارك خودش صادر كرده باشه كامنت ميزاره احسان مهديان با خانواده /// از اينقرار هر جنده اي ميتونه خانواده احسان مهديان باشه // باشه بيشتر از اينم نيس 

 

 شعر (ساناز ) :


 

اینقدر این نگاه مرا زیر و رو نکن
یا لابه لای روح مرا جستجو نکن

هی خورده اند خون مرا مست گشته اند
با گله های مست مرا روبرو نکن

این شهر را جذام جهالت جویده است
با صورت جذامی شان گفتگو نکن

من با تمام قافیه ها جمله ساختم
مشت پر از کنایه ی ما را تو رو نکن

حوا شدم ولی تو اگر آدمی ، بخوان
شعر مرا به هرزه کلامت هوو نکن

ای خاک بر سر تو و این مذهبت کنند
پیش من از رذالت دین های و هو نکن

بر قاطری نشسته ای و تو تک تاز می روی
آری بتاز! غفلت از این تندرو نکن!

انگشت اتهام به سویم گرفته ای !!؟؟؟؟؟
هوشیار شو ! به پشت الاغت فرو نکن

می تازی و شبی تو به گل گیر می کنی
دیر است آن زمان ، تو دگر آرزو نکن

دیدی که آب گند تو را ریختم به گل
حالا خموش ! صحبت از آن آبرو نکن

ساناز-10 بهمن 86

 

  ممنوع الدهن (فدي خر كن) :

 

شيخنا صبح اول وقت پوست پيازا رو بار الاغ كرد و افسار در دست كشون كشون تا تونست به آق الاغه فشار آورد كه قبل از روشن شدن هوا و در اومدن آفتاب بي مثال به آبادي برسن نيمي از راه رو نرفته بودن كه عدم وجود همدم و همصحبتي، توي اينهمه دشت و تاريكي و سكوت حوصله ي شيخنا رو سر آورد به همين خاطر و از روي ناچاري دستي به كت و كول آق الاغه بر كشيد و پرسيد الاغ عزيز دمقي  يعني در واقع كسالتت از چيه كه توي انبوهي دشت صداي خوش و دلنشين ت را ول نميدي و نميزني زير آواز
آق الاغه فرامود اولن حالش نيست دومن بارم سنگينه اونقده كه بهم فشار اومده سومن مگه كورسوي چراغاي حاشيه و ديوارهاي خراب و رنگ و رو رفته آبادي رو نمي بيني چهارومن حالا اين ها همه به كنار // راستيش من ممنوع الدهنم
شيخنا با تعجب گفت جل الخالق از اولش تا سومش حاليم شد اما شق چارم قضيه رو // به جون روشنك // نفهميدم گفتي كه ممنوع الدهني
آق الاغه فنت و فون كنان با تاثر زائد الوصفي كه ناشي از حسرت و ناكاميهاي روزگار بود تكوني به دمبش داد و فرامود آره همينطوره ارباب
شيخنا دوواره / اما اين واره با تعجب و كنجكاوي بيشتر ترك // پيش خودش گفت نكنه آق الاغه ممنون المقط رو با ممنوع الدهن اشتباه گرفته باشه و بعد صداشو بلند كرد و ادامه داد به حق چيزهاي نديده و نشنيده ممنوع القلم شنيده بوديم اما ممنوع الدهن دوواره جل الخالق
اين ممنوع الدهن حتمنه يكي از عارضه هاي همين پست مدرنه كه گريبانگير الاغ بيچاره هم شده
و پيش خودش گفت به اين حيووني مادر مرده چقده گفتم كه از اين اتا اشغالا نخوره به كت و كولش نرفت كه نرفت حالا ميترسم اين وضع به همين منوال ادامه داشته باشه كار آق الاغه به جايي برسه كه ديگه زير كمترين فشار طاقت نياره و از زير بار موندن شونه خالي كونه
شيخنا دوواره /اما اين دفعه به نرمي طوري كه تموم احساس و نگراني قاتي و در همش به طرف مقابل يعني آق الاغه منتقل بشه/ از روي ناچاري دستي به كت و كول آق الاغه بر كشيد و خم شد و در گوش پت و پهن ش گفت الاغ عزيز قول مي دم / به جون روشنك / بهت قول مي دم همين كه پوست پيازا رو خالي كردي يه راست ببرمت پيش طبيب
اما الان كه بيكاريم و توي اين بر بيابون جز من و تو هيچكه نيست تو رو به جون همون روشنك يه دهن بيا
آق الاغه بعلامت ناز و كرشمه دمبي در هوا تكوند و گردن حائل كرد و فرامود آخه يكي از تارهاي صوتي حنجره ام پاره شده واسه همين وقتي ميخوام از دشتي برم تو چهار دونگه گير دارم
شيخنا با خونسردي گفت خب اشكالي نداره عجالتن  برو تو نعلبندون
آره اينگونه بود كه آق الاغه ساكن نعلبندون شد تا بتونه تموم هنرش رو بريزه رو دايره و شيخنا هم واسه اين كه بقيه جاهاي آق الاغه پاره نشه از همين تاريخ بود كه ديگه تو دل شب و تاريكي و بيم موج و گردابي چنين دست به كت و كول طرف بر نا كشيد.

 

 گلهاي پژمرده (ميرزاده عشقي) :

 


 

خري از گلستان باغي گذشت
بسي گل بره ديد و وقعي نه هشت
نسنجيد كآن جلوه گل، ز چيست؟
نفهميد فرياد بلبل ز كيست؟
رسيد او بجايي كه ره تنگ بود
بسي شاخه، در راه آونگ بود
طبيعي است بر جسم آن شاخسار
بدانسان كه گل بود، بد نيز خار
سر خر در آن شاخه ها گير كرد
بسي سر بر آورد و سر زير كرد
سر و روي وي، اندر آن شاخسار
بيازرد و گلگون شد از زخم خار
بيا بنگر، اينك خر بي تميز
كه وقعي نمي هشت بر هيچ چيز
هر آن خار بر گردنش مينواخت
بر آن خيره ميگشت تا ميشناخت
مدام از دم آن، حذر مينمود
بر آن خيره ميگشت تا ميشناخت
چو بر خر ز گل هيچ زحمت نبود
نميديد گل، نيز دارد وجود

سرودم از اين ره، من اين داستان
كه بينم در اين كشور باستان
ز آزار هر كس، حذر ميكنند
بر او با تواضع نظر ميكنند!
وزينروي: جمعي تبه كارها
هياهوچيان ملت آزارها:
در ايندوره: هر يك مقرب شدند
همه صاحب كار و منصب شدند
ولي همچو گل هر كه خوشرنگ و بوست
بصورت نكوي و به سيرت نكوست:
حكيم سخندان و عالم بود:
گناهش همين بس كه سالم بود
به او مي ندارند، هرگز نظر
بدين جرم، گوارا  نباشد ضرر!

 

 شعر فرا ارتعاش يا همون شعر فرا ارتعشاشيد (ممد آقا) :

 


 

نك نكونه او رنگكن و عجالتن لبدوزونكم گلينون هفجوشكه ديروزن پريروزن پيشپريروزن … و بعدكم پيپون پياني پك پك پكوني مشرفن دودن و دمنن هررون بررون تحت جرعه تن لبلبكاني پيفو ميفو ويفو فو فو فو فوووووووووووم ردن مرقوماتي اصطلاحن اظهرن عجزن التماسكه هي قولنبئكم لاكن تنبانن و نك نكون دخل اورنگكن تلمبتن فشاراتكم فشششششششششش … مجابن الزامن هورتن پورتن مقاومتكه امكانن ممكناتي تقريبن حدودن عجالتن بعدكم پيت قرمزن زردن ريدمانكم اندروايي بستكلئهم گلون.   
نشران اخباركم حول ممالك ماقبلن منبعدن ارتكب فيتو فييتو فيلترن بل دفعك و فتنئكم و ارجفه جفنكياتن پيپون و ذا زلالذي ورزان ورزاعن اندر ديمون و كاشه تون اشكله مشكله پشكلاتون جوعن و يونجتون علوفتون ملوفتون قلوفتون هلوفتون احتكارا بنكداركم دخل سيلوعون و زاغه عن و مزارعتن چردن چرادن الاغن قاطرن چموشاتك جفتن جفتكاني انتكو متكييكم رسانا 
في هل دوتانك اكنكه دستكن مشتركن اشتراكاتي مديرا مدبرا خيررن شررن استخرفكه واضعن ظهر مزخرفن نظرون بلنظر الا الاننك كيف حالتون منشورا بيانيعكم شرحون فضولاتك مزبولاتن زبله بل سيراني پش پش پيش پيشته گربكاني پيشتك ديفارن و يوككلن سبيلن اطرافكم پيراموناتكم رجعن رجوعن راجعون
پيپون خوش تيپون پيتكوني و بعدكم تپپوني تپ تپ كونوني انكتب ارتكابك اكرب اكربن مركب جوهرن دواتن تزئينون تزئيناتك كوندو كوناني پيپون خوش تيپون قسمتن تقديركم نصفك شباني ناشرن انتشره دكترن بشرا و هاكذا ريد و اندر شلوارك پا پا پا پائينكم كش كش كش كشداني بريدا
گوازده گوواره گومدده گوزنن گوزه زرت … گنبدن حرامكه دو شققكون مشفقن اشتقاقون فرت … چينكه پاره تكونا كوننا انتاكوناكم كواردو شرت … كسبه كسبته اكتساب طويلتن الاغن قاطر چموشنا فقره تن نامحدودا لاقياستن چرتكه تن تحريرن دفترن كاغذن جرت … دمرن انظر ينظرك هيوان دمري مستورتن الاغ نعلبندون. 


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386ساعت 14:12  توسط ممد تپپون  | 

 

 

در اين پست ميخونيد:

1 – وروديه ( مديريت وبلاگ )
2 – اخبار محرمانه ( رپوتچي )
3 – سخن نخست ( بقلم ممد آقا )
4 – غزل الاغ ( شعبون گو )
5 – داستان بابا نكن / عمو بكن ( خليل سبيل )
6 - ترانه يه الاغ ناز ( فدي خر كن )

 


وروديه: يه مدت تاخير و مسافرت و ييلاق نشيني و هواخوري و تنفسات عاليه من باب رفع زائدت مزاج و نستادن خراج و ندادن باج و رو كردن آس خاج و نگرفتن از لب شيرين جونم اينا ماچ و ... باعث شد تا دير به مطلب برسم حالا كه از راه بر رسيدم دست بردار نيستم اگه ناراحت نشيد ميخام بگم منبعده يه ريز ... در خدمتيم /// اونقده كه دلتونو بزنه ...

اگه دوست داشتين اين پست رو با آهنگ يه چيز نازي داشتم بخونين  (اينو از ساناز گرفتم)

تو مملكتي كه الاغش شاعر باشه تا دلت بخاد آزادي هست ايندفعه بجون برزو ...

ضمنا نريد گزارش بديد ال شد بل شد بجون نجونش اينا غير ممد آقا كه معرف حضورس /// اسم الباقي نويسنده ها مستعاره ...

منتظر مطالب نو نوارتون ميمونيم ..................

     مديريت وبلاگ


اخبار محرمانه (رپوتچي)

چون يه مدت نبودم جاشو خالي ميزارم خودتون پر كونيد


.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................

.............................................................................................................................


سخن نخست ( بقلم ممد آقا )

باور كونيد دل و قلوه هاي منم واسه آق الاغه يه ذره شد انقده نپرس يه ذره چقده يه ذره يه ذره س ديگه
نميدوني تا رسيدم بي معطلي هجوووووووووووووم بردم سمت آق الاغه وووووووووووو شيرين جونم اينا /// حالا بگذريم از اينكه آق الاغه از فرط خوشي چنان تو دلش غنچ افتاد كه يادش رفت كامنت مو تاييد كونه /// آره ميگفتم بالاخره بي معطلي هجووووووووووووم بردم سمت آق الاغه وووووووووو پالون از كت و كتول حيووني برداشتم و گذاشتمش توي پستويي تا خوب بچات توي پستويي نميدونم چي ديد كه يهواكي لنگاشو يك ذره بالا آورد و فرامود كارتو بكون ...

- كارتو كردي ؟
- نه من نكردم ميخاي از خودش بپرس . 
- از خودش پرسيدم يه چيزايي گفت كه از تعجب دهنم وا موند ...

- آره آره آره اون صحنه يادم رفت واسه ت تعريف بكونم خوب دقت كون اون صحنه اينطوري شروع ميشه وسط وسط تاي پستويي بود اندروني بود سرسرا بود بجون همين آق الاغه فراموشم شد كوجا كوجاهاش بود خلاصه سر تو درد نيارم يه جايي ميون طويله گان مختلفه توي حال خودم بودم كه يهو آره يهو نميدونم چي شد كه يهواكي دستم سر خورد و رفت و رفت و رفت و ... رسيد به اونجايي كه نباست ميرسيد ...

- از اين جاي كار به بعد محرمانه س نميشه درباره ش حرف زد تو هم از من نخواه بيشتر لوختش بكونم همينقد بسه .
- حالا ديگه ما نامحرم شديم اخوي ؟
- نه اينحرفا چيه رفيق بوقتش همه شو بهت ميگم /// اما داشتم ميگفتم از ادا / اطوارايي كه آق الاغه توي منطقه محرمانه مستقيم در آورد تازه بعده اين همه درد سر و بلوا به اين نتيجه رسيدم كه الاغم الاغاي قديم لبي /// لوچه اي /// جگر فرد اعلا و توپ و فابريكي تا دلت بخاد رو ميكردن اما الاغاي امروزي كه از دم همه پست مدرن ند تا بهشون ميگي رسم و رسوم اينه بر مي گردنن پشت به طويله گان مختلفه كه رو باسنا شون خال كوبي بكوني .

- جونت بالا بياد بالاخره روي باسن آق الاغه چند بار خال بر كوفتي ؟
- من خودم هم نميدونم روي اونجاهاي كپل گوشاد آق الاغه چند تا خال جوش دادم ولي اگه واسه ت مهمه با اينكه اين قسمت قصه محرمانه س از خوش ميپرسم بهت ميگم .

- گل پسر نخود سياه هنو گشت نشده كه ميخاي منو دك كوني /// آخه اين الاغه بعده چهل و چند سال و اندي دادن از كوجا بدونه ممد آقا اونم پرپري شبا چند خال جوش بر كوفتتش !!!

- آره حق با توء /// خر نيس كه اين چيزا رو توي دفتر يادداشت روزانه بياره ! ...

 

غزل الاغ ( شعبون گو )

لگد به بخت خودت ميزني الاغ
كه پيش هر كه شلوار ميكني الاغ
و با فروش آدم ها تو آ ... خر نشدي
ميان توبره سرت خورده تو سري الاغ
فروش يونجه كسادست – ها - گزارش كن  
كه از تمام كثافات پست تري الاغ
تنو  قسم به جوجون شيرين جونم اينا
ننويس مزخرفات و دري وري الاغ
همان كويي كه ننجون به كل بابا گفت
تمام بكون نكوند هي سر در آوري الاغ
و زندگي با دو بار تقه زدن شيرين شد
كه ... تقه زد به در حسن باربري / الاغ
دري كه باز شده وصله كردنش سخته
ببند دكان ريا ... تو همون خري الاغ 


داستان بابا نكن / عمو بكن ( خليل سبيل )

الاغه كه بدون پوشيدن پوستن تو هر پوستي مي رفت و از ته ي قضيه سر در مي آورد ايندفعه عشقش كشيد فرتي بره تو پوست ننه ء ببينه كه راس راسي اين مردتيكه قرچماق گردن كلفت كه با باتوم عصر حجري شب و نصف شب سوار ننه جونش اينا ميشه و تا صبح علي البطلوع با دوچرخه كورسي يه ريز دو طرف جاده رو ركاب ميزنه و اصلن اعتنايي به تابلوي عبور ممنوع و ايست پليس راهنماي رانندگي نمي كنه واقعا اين همون باباي نسناس خودشه يا يه از خدا بي خبريه كه عوضي سوار ننجونش اينا ميشه!!!

آقا چشت روز بد نبينه الاغه همين كه تو پوست ننه ء قرار گرفت و نگرفت يهويي دست مهرباني از فوقاني ترين قسمت بدنش شروع به مالش و ماليدن اندام باصطلاح ناز و ترگل برگل و مرمرين آق الاغه كرد و همينطور بدون توجه به اشك و آه ننه من غريبم به سمت تحتاني ترين بخش بدنش در حركت بود و اصلن آرام و قرار نداشت كه يه نفسي چاق بكونه كه لااقل چايي قلياني گپي گفتي آقا جون شوما آق الاغه ديد كه بابائه همينطور يه نفس مشغول مهرباني كردن است و بس!

آق الاغه كه زير كار يه كم هم چشاش از حدقه بيرون زده بود يه وقت متوجه شد كه بله … دست مهربان بابائه مثل يه كشتي گير قدرتمند و حرفه اي سر و ته شو يكي كرد و در حال اجراي فن فيتو / ميتو / بيتو / با تو / مخلص كلوم فن يه چيز لاي پاي توئه ...

آق الاغه توي اون اوضاع نابسامان هر چه دست و پا زد بالا و پايين كرد خودشو جمع كرد، پهن كرد، حتا آماده شد كه بدل بزنه ديد نه انگار نه انگار دست مهربان همينطور سريالي بالا تا پايين اندام  سركش و بي قواره شو در نورزيده و رسيده پاي گودال !!!

آق الاغه كه مي دونست يك لحظه غفلت موجب يك عمر پشيمونيه زير كار خودشو يه لحظه فقط يه لحظه كمي جا بجا كرد، اما يه ذره تكون خوردن همانا و فرو شدن يك بند انگشت دست مهربان توي گودال همانااااااااا

آق الاغه كه كم كمك داشت از اين رفتار بابائه خوشش مياومد طوري كه به ياد آواز قر تو كمرم فراونه افتاد همينطوري بيخودكي كم كمك كمرشو تاب داد و داد و داد و /// تا اونجا كه ديگه كپل لاش غنچه بست! اما يه لحظه / جلدي بخودش اومد و رفت كه بگه بابا اشتباهي گرفتي ك … يه وقت متوجه شد بله بابائه سر قضيه رو كج كرد و /// در پلك بهم زدني /// گودال پر شده از سلاح برنده اي كه بيشتر در ميدان كار و زار و هنگام نبرد تن به تن ازش استفاده مي كونن !

تازه در حين كار و پايان عمليات بود كه دست مهربان نرم و آهسته زير گوش آق الاغه گفت عمو جون كمتر وول بخور !!

توي اين وضعيت بغرنج و خوش خوشونك بود كه آق الاغه اون چي كه نبايست دستگيرش بشه، شد. ولي بهاي گزافي بابت توي پوست رفتن ننه ء داد كه هنوزم كه هنوزه نتونست لذت تو پوستين رفتن اون لحظه تاريخي را فراموش بكونه ...

اين قضيه رو داشته باشيد تا 9 ماه بعد آق الاغه بروايت پيت قرمز رفت برينه كه يه ماچه الاغ ناز و كوچولو افتاد كف طويله !

اوووو … قربونت برم عروسكم ناز نازكم الاغكم !!!!

خواننده محترم تعجب نكونيد خوب ريدن اين عوارض رو هم داره البت منبعد الاغا موقع ريدن باست مواظب باشن كه وقت ريده مان 9 ماهگي شون نباشه وگرنه براي يادگار هم كه شده عوض تپاله ماچه الاغ مي رينن ... !!!


نمونه اش همينه كه بعد 9 ماه الاغ نعلبندان كف طويله انداخت


ترانه يه الاغ ناز ( فدي خر كن )

يه الاغ نازي داشتم
يه شب قالش گذاشتم
وقتي اومد بتازه
خوب تو پرش گذاشتم

كي ريخته اين تپاله
رو سكوهاي پستوي
كپل لو بالا بيار
بدم به بابات حواله

آق الاغه فدات شم
فداي اون چشات شم
دمب تو دمبك نكون
دمبله دمبلات شم

لبهاتو غنچه نكون
چيزته چه چه نكون
همين طوري قشنگه
نه ماهه بچه نكون

كي ميگه بنزين بده
الاغ بي زين بده
سوار بشي مي فهمي
حيوون بد بين بده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 1:12  توسط ممد تپپون  | 

 

در اين پست مي خوانيد؛

1 ـ سخن نخست (مديريت وبلاگ)

2 ـ صفحه اخبار (رپوتچي)

3 ـ خورنش 3 خط طلا (بقلم ممد آقا)

4 ـ بازي جديد (عبدل 7 خط)

5 ـ ترانه تررررررررر (فدي خر كن)

 

 

سخن نخست (مديريت وبلاگ)

اول رو هجوووووووووووم كليك كنيد ببينين عكسه چقذه شبيه الاغه

گفتم كه اين تخم حروم يتيمچه هر كار ميكونه كه از چند چهره و نقاب استفاده كونه كه شباهت الاغانه ش بچشم نياد  ما رو بياد نميشه سوسن كوري ميندازه /// انگار اين تخم حروم يتيمچه مادر زاد الاغ آفريد شد و هيچ كارشم نميشه كرد /// زور كه نيست اين همه فشار و بكش و فكشو يا به قول جوگيه در بكش در بكش تمام رودهامو پاره كردي بر پدر صاحب ممل لعنت /// خوب در هم بكشم بازم دوتاش سرگردونه مگه نه /// از اينا كه بگذريم آق الاغه مثل يتيمچه هاي افغاني با پاهاي كوتاه و داركينكه اي و هيكل غناثش گردن كج فرامود و راست راست روي خط هاي بريده مشغول بار بر كشي بود كه آجانه يقه شو جمع كرد و اون بلايي كه نبايست بايست /// اما اين تخم حروم يتيمچه اصلن به روي مبارك نياورد كه از دست آجانه عارض بشه /// خوب ديگه كسي كه مبتلا به ژن فوكويي باشه كه غيرت ميرت حاليش نيست تا به مقامات و هيئت منصفه طويله گان مختلفه عرض حال بنويسه /// شايدم ميترسه كه اونام ازش نگذارن كه بعيد هم نيست /// آخه اين حروم زاده يتيمچه پيش محارم و نامحارم اونقذه غنپز در كرده كه الم بلم كه ديگه همه فكر ميكونن واقعا ال بايد بكونن واقعا بل بايد بكونن /// شايدم اين داد و دادنها افعال بي ربطي نباشه كه توي اين گراني بنزين و اين چيزا باعث شده كه كارش بالا بگيره و در پستويي و اندروني طويله گان مختلفه كلاس تشك پهن كوني وا بكونه و مشغول تعليمات بار بر كشي و شاگرد پرورررررررريدن بشه ///

خوشا به سعادت اونايي كه از تخصص ناب آق الاغه سيراب ميشن و هميشه در حال تكوندن گليم زير پان /// بدا بدتر به حال اونايي كه هنو سوار آق الاغه نشدن و از مزه سواري بر گرفتن محرومن 

من كه به عنوان يك نفر بي طرف ميگم تا سوار آق الاغه نشيد لذت متن بارت رو تو تموم وجودتون حس نميكونيد پس تا دير نشده اسم نويسي كونيد /// ثبت نام ترم تابستانه سر همين برج  شروع ميشه /// عجله كونيد /// حراج كرديم /// ببريد به شرط چاقو

 

صفحه اخبار (رپوتچي)

به گزارش عوامل رپوتچي اينا ممد آقا بچه هاي سه شنبه ساري رو به دليل دور زدن غير مجاز سر نعلبندون موقع گرد كردن الاغاي بار بر كش شديدا تكفير كرد زيادم فرق نميكنه آلبالويي باشه يا شيخنايي /// عينهو خوش تيپ وحشتناك يا برادران كارمازوفي (گراني بنزينم به گردن شوماهاست)

 

بر اساس همين گزارش ممد آقا از الاغاي طبقات مختلفه خواست كه ديگه نزارن بچه هاي سه شنبه ساري مفت و مجاني ازشون سواري بگيرن (پياده كز كونن پاتون وا شه)

 

بزودي ميدان الاغ ساري افتتاح خواهد شد بنا بر همين گزارش بودجه اي بالغ بر مازاد مصرف كاه و يونجه سفارشي براي احداث ميدان الاغ و مجموعه تفريحي فرهنگي مالداران در نظر گرفته شده تا گراني بنزين رو تحت پوشش قرار بدهد (اينم از خوش اقبالي چارپايان رسمي)

 

بالاخره مسئولين شهر تصميم عاجل به احداث ميدان الاغ و پارك تفريحي فرهنگي مالداران در حدوداي سر نعلبندان گرفتن بنا بر همين گزارش تا دو روز آينده كلنگ اونا زده خواهد شد (كلنگ از آسمان افتاد و نشكست)

 

بنا بر گزارش عوامل رپوتچي اينا يك شركت اسباب بازي سازي امتياز ساخت ماكت ميدان الاغ در غالبهاي كوچك متوسط بزرگ بزرگ تر از اونم بزرگ تر رو بمدت يك سال بعهده گرفت (خوشا به سعادت الاغ نعلبندان و هم طويله اي هاي محترمش)

 

كيوان قنبري پس از اينكه تكليف شعر استان و كشور رو باتفاق آق الاغه مشخص كرد از نوك سم تا پوزه ش دموكراتيزه شد و پريد وسط طويله گان مختلفه كه يعني منم بازي (راس راسي شوما در كوجاي ادبيات گردو بازي ميكونيد)

 

ممد آقا بخاطر لنگاي تيغ كشيده سحر شرقي هم كه شده اعتصاب كرد بجون شوما پست بعدي در كار نيست اصرار نكونيد (سحر جوووووووونم اينا فقط بخاطر تو)

 

در بازديدي كه مازي پلنگ باتفاق همراهان از نعلبندان ساري بعمل آوردن قرار شد يه نعلبندان عينهو نعلبندان ساري رو در يكي از محلات جا افتاده شهسوار پياده كونن (آخه تابستون فصل بازدهي الاغاست)

 

شهسواريها واسه تفريحات نسبتا ناسالم كنار ساحل فعلنه /// تا درست شدن نعلبندان شون /// 5 تا الاغ قرضي از نعلبندان و طويله گان مختلفه طي يك قرارداد رسمي به شرط تامين كاه و يونجه نيمه بهداشتي بكار گرفتن (ناقلاها /// بلا سر الاغا نياريدا)

 

مجسمه آق الاغه كه در حال هجوووووووووووم وسط ميدان الاغ ساري نصب بواديدي از ترس چشاي هيز چند تا سبيل كلفت و اينكه در هنگامه رد اطلاعات نامحرمانه دكمه شلوارش وا نشه /// بي تربيتيه /// يهويي ريد به خودش (لااقل مجسمه يه افتوبه رو هم كنارش بكاريد)

 

مهرداد فلاح انقذه از ريدمانيزه كردن 3 خط طلا خوش خوشون شد كه بي مقدمه يقه آق الاغه رو بزور چسبيد و كش كشون بورددش به كافي شاب اونور هواخوري كه تا ميتونه بشاپه (اينطور شاپنديدنا رو توي نعلبندون ميگن زيرانداز)

 

عوامل رپوتچي اينا از تيرداد راد پرسيدن چطوريه تو با ي